دنبال چیز تازه ای هستی و نیست ! سرنخِ دردی ، دلی ،حرفی ، آهی ، راهی ... " نگاهی " ، دنبال چیزی می روی که نباید بروی و دیر می فهمی ، " دیر یا خیلی دیر " (!) . اگر قرار به بودنی باشد ، به وقتش جوانه اش را میبینی، ریشه هایش را که از تو و با تو یکی شده .... دنبای چیز تازه ای نباش ، نیست !
.
.
.
اگر یک دو روزی قدرت تخیلم نابود شود ، از " من " چیزی می ماند آیا؟
" من ِ " بی خیال در تصوراتم نمی گنجد ... ه ر گ ز