تبليغاتX
- مرا به نام کوچکم بخوان - - خیال ٍ خام ٍ رام شدن ندارد

حتی وقتی نبود ٫ بود و نبود . دل داده بود . باید می گریستم . باید . اما به این حال بیمار گونه , نه . نه در این حد از تعلق . با ارزش می نمود . می دید . محاط ِ خاموش ِ بی دل را . فریاد را دادم به دستش . دستش را می چرخاند . داغ بود . به دستم . عمیق بود که چشم نمی دید . عمیق بود که پارو نداشت . عشق بود و ... ساحل نداشت . سر ریز می شد و آغوش نداشت . تاریک می شد . می وزید . باز می ایستاد . تماشا . عمیق تر می شد . می افتاد . معلق تر . لحظه نبود . سال بود، بی ثانیه . بی روز و ماه . مضراب می ساخت زلفش . نمی نواخت . تار بود . پود نداشت . می بافت . می بافت . می بافت .

 

 

+      آزاده  |