تبليغاتX
- مرا به نام کوچکم بخوان -
Coming Back To Life
ما آدمها از دل های هم می گذریم و بی خبریم ، اما نه همیشه ! یک وقت هایی حس میکنی چیزی دارد تووی دلت می نشیند ، نرم و آرام ... /  فکر کن که عبور ِ یاد ِ رفیقی ، دوستی ، آشنایی باشد ! و فکر کن روزی باشد که از طلوعش حواست رفته باشد سمت مشرق ، سمت حیاط ، سمت ابدیتی که دوستش داری اما از آن غافل مانده ای . غافل مانده ای از قبله ای که آرامت بود . داغ اگر بودی ، آب میشد . سرد اگر بودی ، آتش ! /

خیالم بود که می بافت از سر ، از آغاز ِ دلتنگی ، از آنچه من همه بودم و نبودم که حس کردم آرام و نرم از دلم گذر کرد ! و حال ، در مغرب . در شب . در سکوت . در کویر ... !

پیامت آمد  که نیت کن !

 اشک آمد و بر پای دل ریخت و تمام !

 

+      آزاده  | 

نازک و غمگین ،

گاهی که منام

...

مراقب باش ، نشکنیام !

 

+      آزاده  | 

 

So this is your time
You can take it
And love is no crime
You should make it

 

+      آزاده 

یک روز به همین زودی ها تمام آنچه میبینید و باور نمیکنید ، باورتان خواهد شد . روزی که از صدر به حضیض رسیده اید ... روزی به همین روزی ها .

و تمام حرف و درد و اعتراض ِ ما ، به استبداد ِ کثیفِ داخلی ست ، نه استکبارجهانی !

بزنید ، ببرید ، بکشید ... ما ایستاده ایم .

 

 پ.ن:برای حنیف که دخترکش انگشتش را در مشت نگرفت امروز ...

+      آزاده  | 

 

امروز دنیای ِ ما  ،

بهشتی بود پر از برگ و باران  ...

 

 

+      آزاده  | 

"راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. "

بیانیه چهاردهم میرحسین موسوی

 

+      آزاده  | 

و بعد ...

 ما دو تا آدمیم که داریم در جوانی ِ هم ، خوش  ، پیر می شویم

 :)

 

+      آزاده  | 

از خودم بدم اومد . امشب از خودم قدتمام عمرم بدم اومد. امشب توی مطب دکتر وقتی پام رو فشار می داد به چپ و راست و درد تا مغز استخون هام میپیچید از خودم بدم اومد . امشب وقتی عکس رادیولوژی پام رو گذاشت جلوم و گفت تاندون مچ پای راستت پاره شده و از حالت طبیعیش خارج شده و حداقل ۶ ماه زمان لازم داره تا جوش بخوره ، از خودم بدم اومد . امشب ... من له شدم وقتی یادم افتاد چجوری با همین پای داغون دویدم و پله بالا پایین رفتم و از این سر شهر تا اون سر راه رفتم و به خودم جفا کردم . وقتی یادم افتاد دوبار وقت دکتر رو به بهانه کار و پروژه کنسل کردم . وقتی یادم افتاد چندبار نفسم از درد بند میومد کنار خیابون ، توی مترو  ، ماشین ... .

من امشب دلم به حال خودم سوخت .

 

+      آزاده